خواندن، یعنی «روخوانی کردن»، امّا «سوادِ خواندن» یعنی «درک مطلب»؛
در «سوادِ خواندن» دانشآموز یاد میگیرد که نخست درست بخواند و آنچه را میخواند بفهمد و در مرتبه بعد آنچه را خوانده بتواند تحلیل و تفسیر کند. برای سنجش سواد خواندن دانش اموزان کشورهای مختلف از آزمونی به نام پرلز استفاده می شود.
پرلز یک آزمون جهانی است که از سال 1970 میلادی توسط انجمن بینالمللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و با هدف مطالعهی سنجش توانایی خواندن و درک مطلب در دانشآموزان کشورهای جهان آغاز و تاکنون به صورت دورهای ادامه پیدا کرده است. این آزمون، به دنبال آن است که مشخص کند، دانشآموزان تا چه میزان میتوانند فرمهای گوناگون نوشتاری زبان (داستان، شعر، شعر بازنویسی یا ترجمه شده، لطیفه، متن اطلاعاتی، نمایشنامه و…) را درک می کنند، ابعاد و لایههای متفاوت متون را تمیز می دهند، معنای متنهای خوانده شده را تشخیص می دهند و خود، با سازندهگرایی، معانی جدیدی برای آن خلق می کنند و از خواندن به مثابه یک تجربهی ادبی برای به دست آوردن اطلاعات و استفاده از محتوای آن در زندگی روزمره بهره می گیرند.
به طور ساده و مختصر می توان گفت: «آزمون پرلز»آزمون اندازه گیری مهارت خواندن ودرک مطلب است.این آزمون هر 5 سال یک بار برگزار می شود و در واقع یک روش برای آموزش دقیق تر خواندن است.
دراین آزمون مطلبی در اختیاردانش اموز قرار می گیرد. او در زمان معینی باید مطلب را بخواند و به سوال های مطرح شده در رابطه با آن مطلب پاسخ دهد.
آنچه از دید پرلز و انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مهم تلقی میشود، پایدار ماندن عنصر لذت و سرگرمی در خواندن است. این که کودکان از متنی که صرفاً برای امتحان خوانده نمیشود، لذت نمیبرند، آشکار کنندهی همین نکته است که هرگاه عنصر لذت از خواندن حذف شود، به دنبال آن نافهمی و گریز کودکان از مطالعه را در پی خواهد داشت.
در آزمون بین المللی پرلز از متن های ادبی و علمی استفاده می شود.
سؤالهای آزمون «سوادِ خواندن» در چهار حیطهی زیر از دانشآموزان پرسیده میشوند و در حقیقت هر کدام از قسمتها، بخشی از تواناییهای کودک را در «سوادِ خواندن» تقویت خواهند کرد:
حیطهی اوّل: اطلاعات صریح متن
منظور اطلاعات و دانشی که صراحتا و به طور آشکار در متن بیان شده است. سوالاتی که مربوط به این حیطه می شوند، به گونه ای است که تمام پاسخ های سؤالات در داخل متنی خوانده شده، عیناً وجود دارد.
مثلاً «در متن نوشته شده: «هوا تاریک بود»؛ در قسمت سؤالها
از دانشآموز پرسیده میشود که «هوا چگونه بود؟»
حیطهی دوم: استنباط
سؤالهایی است که دانشآموز با کمی تفکّر و جستجوی ذهنی، میتواند آنها را در متن داستانی پیدا کند.منظور از رسیدن به استنباط،درک مطالبی است که به طور آشکار در متن بیان نشده است؛بلکه خواننده با توجه به نشانه ها و سرنخ هایی که در متن آمده است، می تواند تشخیص دهد. مثلاً «اگردر داستان از باز شدن شکوفه درختان صحبت شده باشد و از خواننده سؤال شود:«داستان در چه فصلی از سال اتفاق افتاده؟» دانشآموز با توجه به شناختی که نسبت به فصل بهار دارد،می تواند به استنباط برسد.
حیطه سوم:تلفیق اطلاعات متن
یعنی کنار هم گذاشتن و برهم نهادن همه ی اطلاعات متن و نتیجه گیری کردن است. بهترین مثال برای سؤال های تلفیق اطلاعات متن، درک سیر رویدادهای متن است.برای سنجش این موضوع، رویدادهای متن به صورت به هم ریخته به خواننده داده می شود و از او خواسته می شود طبق ترتیب رویدادهای متن، جمله ها را شماره گذاری کند.گونه ی دیگری از پرسش های این سطح، مقایسه ی دو شخصیت یا دو چیزی است که در متن داستان آمده است.
حیطه چهارم:تفسیر اطلاعات متن
تفسیر اطلاعات به نوعی ترکیبی از تلفیق اطلاعات متن و استنباط است. در واقع خواننده به این توانایی می رسد که تمام اطلاعات و یافته ها را با هم تلفیق کند، سپس آن را با دانش پیشین خود درباره ی جهان پیرامونش در آمیزد و به جمع بندی آموخته ها برسد. به عنوان مثال سؤالاتی که از خواننده پرسیده می شود: پیام داستان چه بود؟ نمونه سوالی تفسیری است.
به متن زیر به عنوان یک نمونه ساده توجه کنید :
بیشتر مردم وقتی نام لئوناردو داوینچی را می شنوند به یاد مونالیزا نقاشی اوکه شهرت جهانی دارد ، می افتند. این نقاشی در یکی از نمایشگاههای هنری در پاریس قرار دارد
ودر سال میلیون ها جهانگرد از آن دیدن می کنند .اما لئوناردو فقط نقاش نبود.او مخترع ،مهندس ،معمارو مجسمه سازی با استعداد بود.ذهن او پر از فکر های تازه وهیجان انگیز بود.
لئونارو داوینچی در سال 1452 میلادی در خانه روستایی پدرش در نزدیک شهر وینچی در ایتالیا به دنیا آمد.دوران کودکی او در میان شگفتی های طبیعت به مشاهده جانوران و
حشرات فراوان دوروبرش گذشت . او بعدها همراه پدرش به شهر فلورانس رفت ودر آنجا نزد نقاش ومجشمه ساز مشهوری به نام وروکیو به کار وتحصیل مشغول شد.
لئوناردو طی مدتی که نزد وروکیو کار می کرد درباه فنون آنروز مطالب زیادی آموخت.
این موضوع به او کمک کرد تا طرز کار اشیا را بفهمد همچنین یاد گرفت.برای ساختن رنگ نقاشی چگونه رنگهای مختلفی را با هم مخلوط کند و چگونه از فلز برای ساختن
مجسمه استفاده کند.
او تشنه علم و دانش بود. او دنیای اطراف خودرا مطالعه می کردو شکل هر چیزی را که می دیدنقاشی می کرد.او هر نوشته ای را که می دید می خواند.
به حرفها گوش فرا می دادومطالبی را که یاد می گرفت یادداشت می کرد .بعضی از دفتر یادداشتهای او به بزرگی پوستر های دیواری بود و بعضی انقدر کوچک بودند که می توانست
انها را در کمربند خود جای دهد. بسیاری از دفتر چه های یادداشت او گم شدند اما تعدادی از آنها در قرن نوزدهم پیدا شده اند وامروز در دسترس هستندکه باطرحها و نوشته های
منظم ومرتب پر شده است.
این دفتر یادداشت ها فکرهای لئوناردو را برای اختراعات نشان می دهد .همچنین نشان می دهد که او بسیار کنجکاو بوده ودوست داشته بداند. هر چیزی چگونه کار می کند.
او نه تنها به طرز کار ماشین الات علاقمند بود ، بلکه می خواست بداند اجسام طبیعی چگونه کار می کنند وچگونه جرکت می کنندوچگونه ساخته شده اند
اوآب جاری،برگ درختان،پرندگان در حال پرواز وبدن انسان را مطالعه ونقاشی می کرد
اوهمیشه با مشاهده دقیق همه چیزهای اطراف خود بیشتر وبیشتر یاد می گرفت.
لئونادو دانسته های خود را با اندیشه ای دیگران می آمیخت وآنها را بهتر وکامل تر میکرد
به همین علت است که بیش تر طرحهایی که در دفتر چه هایش کشیده است،فکری کاملا نو به نظر می آیند
بعضی از آنها تصویری از دنیای آینده هستند. در واقع دنیایی که ما امروزمی شناسیم .
برای مثال: او مدتها قبل از احتراع بالن یا هواپیما طرحی از یک ماشین پرنده کشیده است.
با آن که لئوناردو فکر های تازه زیادی در سر داشت اما در عمل بسیاری از اختراع هایی که را که تصویر آنها را کشیده بود ،هر گز اختراع نکرد.
دریکی از دفتر چه هایش تصویر فردی با یک چتر نجات وجود دارد. ولی حدود 300 سال گذشت تا این فکر توانست در سال 1783میلادی به مرحله آزمایش در آید
واین همان زمان بودکه یک فرانسوی با چتر نجات فرود آمد . اختراع د یگری بر پایه مطالعات لئونارددر مورد بدن انسان وعلاقمندی او وطرز کار بدن صورت گرفته است
او طرح های زیادی از بازوها وپاها ودیگرقسمت های بدن رسم کرد ودر واقع او یک آد ماشینی- یک آدم آهنی ،را طراحی کرد. طرح این آدم آهنی طوری بود که می توانست بنشیند
سر ودست هایش را حرکت دهد ودهانش را باز وبسته کند. لئوناردو داوینچی در سال 1519 میلادی در گذشت. اوبه راستی مردی جلوتر از زمان خود بود.
پرسش ها
1- لئوناردو داوینچی چه کاره بود؟
…………………………………………………………………
2- کدامیک از تجربه های کودکی لئوناردو ممکن است به مخترع شدن او کمک کرده باشد؟
الف-مسافرت اوبه پاریس همراه پدر
ب- مشاهده حیوانات وحشرات
ج-باز دید از نمایشگاههای هنری
د-مخلوط کردن رنگها برای ساختن رنگ نقاشی
3-وروکیو برای چه مشهور بود؟
……………………………………………………………….
4-لئوناردو داوینچی چیزهای زیادی از وروکیو اموخت. دو مورد از اموخته های اورا بنویسید وتوضیح دهید
چگونه این آموخته ها در مراحل بعدی زندگی به او کمک کرد؟
…………………………………………………………………………
5-عبارت «تشنه علم وداتش» چه چیزی را درباره لئوناردو به شما می گوید؟
الف-دوست داشت تا جایی که می تواند چیز یاد بگیرد
ب-برای ساختن چیزهای گوناگون فکر های زیادی در شر داشت.
ج-او نقاش ومجسمه ساز با استعدادی بود.
ه-اوتصوراتی از دنیای اینده در سر داشت.
6-چرا دفتر یادداشت های لئوناردو برای انسان های امروزی اهمیت دارد؟
……………………………………………………………….
7-چرا لئوناردو نتوانست چگونگی استفاده از بیش تر اختراعاتش راببیند؟چون او..
الف- سرگرم اختراع چیزهای تازه ی فراوانی بود
ب- هم نقاش بود هم مخترع
ج-قبل از ساخته شدن طرح هایش در گذشت
ه-او به هیچ کس اجازه ساخت طرح هایش را نمی داد
8-با یک مثال نشان دهید که لئوناردوچه چیزهایی را در طبیعت مطالعه می کردو چگونه این مطالعات در اختراعاش به او کمک می کرد …………………………………………………………………….
9-درچه سالی انسان نخستین بار از چتر نجات استفاده کرد؟
1452 میلادی 1519 میلادی 1783 میلادی 1800 میلادی
10-عنوان مقاله می گویدلئوناردو از زمان خود جلوتر بود.یک نمونه از کارهایش را بنویسیدوشرح دهید که این کار چگونه اورا جلوتر از زمان نشان می دهد؟
…………………………………………………….

